تبليغاتX
ماهک سرای من


ماهک سرای من

روانشناسی .شعر نو.دانستنیها...

آسمانها آبی
 پر مرغان صداقت آبی ست
دیده در اینه ی صبح تو را می بیند
از گریبان تو صبح صادق
 می گشاید پر و بال
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
نه
از آن پاکتری
تو بهاری ؟
نه
بهاران از توست
از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو
سبزی چشم تو
دریای خیال
پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز
مزرع سبز تمنایم را
ای تو چشمانت سبز
 در من این سبزی هذیان از توست
زندگی از تو و
مرگم از توست
سیل سیال نگاه سبزت
همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود
من به چشمان خیال انگیزت معتادم
و دراین راه تباه
عاقبت هستی خود را دادم

نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 12:39 توسط ماهک | |

آرزوهایم را با باد تقسیم کردم

اما

برای سهم تاراج رفته ام

دستانم را

به کدامین گریبان

بیاویزم ؟

نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت 10:23 توسط ماهک | |

 

همیشه سادگی را در زبان نگاهت میخواندم

اما اینبار

زبان نگاهت عوض شده

لطف کن

ترجمه اش را پاورقی نگاهت ضمیمه کن !

نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388ساعت 16:21 توسط ماهک | |

روزي ما دوباره كبوترهايمان را پرواز خواهيم داد

و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت؛

    روزي كه كمترين سرود بوسه است

    و هر انسان براي هر انسان برادري‌ست.

        روزي كه ديگر درهاي خانه‌شان را نمي‌بندند

        قفل افسانه‌ايست؛

       و قلب براي زندگي بس است...

روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است

تا تو بخاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي...

    روزي كه آهنگ هر حرف، زندگي‌ست

   تا من بخاطر آخرين شعر رنج قافيه نبرم...

روزي كه هر لب ترانه‌ايست

تا كمترين سرود، بوسه باشد...

         روزي كه تو بيايي،          براي هميشه بيايي

         و مهرباني با زيبايي يكسان شود...

روزي كه ما دوباره براي كبوترهايمان دانه بريزيم...

                     و من آن روز را انتظار مي‌كشم...

حتي    روزي كه    ديگر نباشم....

نوشته شده در سه شنبه 26 آبان1388ساعت 9:26 توسط ماهک | |

 

جاری می‌شوی، مثل قطرهای باران که روی پنجره دنبال هم راه می‌افتند و خط میکشند روی نگاه آنسوی خیابان

جاری می‌شوی در من، مثل باد که جاری میشود در گیسوان به هم تنیده درختان و به سماع میکشاندشان

همیشه وقتی انتظارش را ندارم در من جاری میشوی... و من آغاز میشوم انگار با صدای تو که

 در من میپیچد ، با نوازش نگاه روشنت که سبد سبد شکوفه میریزد در من و با نوید دستانی که مرهم میگذارند بر زخمهای دلم...

شنیده‌ای که این روزها کمی ناخوشم شاید... دیده‌ای دخترت نمی‌خندد مثل همیشه‌ها، چشمهایش برق نمی‌زند دیگر ،صبوری را از یاد برده و بی‌قراری میکند مدام...

فهمیده‌ای که باز کم شده‌ای در روزگارم و من نمی‌توانم بی تو نفس بکشم حتی، چه برسد به اینکه بخندم و شادی کنم

اشکهایم هی آماده ریختنند و چشمهایم هی خیس می‌شوند و دلم یک جور بدی که انگار مریض

 شده‌باشد بی‌رمق افتاده یک گوشه... دیشب دیدم صدایت می‌زند و فهمیدم دیگر طاقت دوری ندارد بیش از این...

جاری شده‌ای تا آرامم کنی، تا همان دستانی باشی که خاک درد را میتکانند از تن احساس من، تا بنشینی زیر سایه درختان سیبم و برایم از خورشید و رنگین‌کمان و مهربانی بگویی

جاری شده‌ای تا صبوری یادم بدهی، تا بدانم تنهایم نخواهی گذاشت و مثل قدیمترها دستم را در دستانت گرفته‌ای و نمی‌گذاری هیچ چیز دنیای رنگین دخترک سیب نشینت را تیره کند

و من تشنه این جاری شدنم...

آرام لحظه هایم

در من قطره قطره ببار

نوشته شده در سه شنبه 19 آبان1388ساعت 14:2 توسط ماهک | |

 

زن عشق می کارد و کینه درو می کند... دیه اش نصف دیه ی توست و مجازات زنایش با تو برابر ... می تواندتنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی .

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ی ولی لازم است و تو هر زمان که بخواهی به لطف قانون گذار می توانی ازدواج کنی... در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ... او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی.

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ... او درد می کشد و تو نگرانی کودک دختر نباشد....او بی خوابی می کشد تا تو خواب حوریان بهشتی را  ببینی.

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر؟... هر روز متولد می شود ، عاشق می شود، مادر می شود ، پیر می شود و می میرد. و قرنهاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند.

چرا که او در چین و چروک های صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های مردش گام های شتاب زده ی جوانی برای رفتن و درد های منقطع ... قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال ازدرد...!                                                                                                                          

                                                                                 

نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 9:39 توسط ماهک | |

لحظه‌اي، آخر درنگي، بيش از اينها، صبر كن

من به تو دل داده‌ام، تا جان ندادم، صبر كن


لحظه‌اي با من بمان اين عشق را انديشه كن
درد جان با رفتنت درمان ندارد، صبر كن


مي به جامم ريختي، مستم ز بوي موي تو
ديده‌ام با تو ببيند زندگاني، صبر كن


ديگر اينجا رازقي‌ها بوي نفرت مي‌دهند
گر بخواهي بوي عشق اينجا شنيدن، صبر كن


دل حديث توبه‌ي عشق تو را خواند ولي
دم به دم طالبتر از ماهي شود جان، صبر كن


غم ز هجرت ديده گريان تن بلاجان كرده‌است
گر نخواهي غم زدودن لحظه‌اي كم صبر كن


من نگويم تا ابد ماندن به پيش من وليك
غم فزوني مي‌كند گويد همينك صبر كن


عشق را درمان نباشد، جز وصال روي تو
تا در آتش سوختن را بر نكردي، صبر كن


اين شكستن را ز من بين و دمي آهسته‌تر
مي‌روي روزي وليكن، اينك اينجا صبر كن

نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 11:34 توسط ماهک | |

1-      بهترين و ارزنده ترين خصلت ها : انجام کارهاي نيک، فرياد رسي بيچارگان و بر آوردن آرزوي آرزومندان است


2-      از بخششي که زيان آن براي تو بيش از سودي است که به برادرانت ميرسد خودداري کن


3-      ايمان عبارت است از : اقرار به زبان ،‌شناخت با قلب و عمل نمودن با اعضاء و جوارح 


4-      بالاترين درجه عقل خودشناسي است

 

5-      آن کس که براي رضاي الله کسي را به برادري گزيند خانه اي را در بهشت بدست آورده است

 

6-      بهترين ثروت شخص و برترين اندوخته اش صدقه است 

 


7-      خوش خلقي دو گونه است : فطري و اختياري ولي صاحب خلق خوش اختياري برتر است


8-      شکيبايي بر بلا زيبا و پسنديده است ولي برتر از آن صبر در برابر محّرمات است


 

نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 12:21 توسط ماهک | |

معانی پنهان اعداد

 

تیر
معانی رمزی اعداد، برای استفاده از قدرت اعداد در جهت پیش بینی چرخه های قابل توجه زندگی، است. عدد مخصوص خود را با جمع کردن اعداد روز و ماه تولدتان، به دست آورید. آنقدر این جمع را ادامه دهید تا به عددی یک رقمی برسید. مثلاً اگر متولد 30 خرداد هستید ابتدا 30 را با 3 جمع کنید: 33=3+30 و سپس 6=3+3، عدد 6 عدد شماست.

عدد یک
در این ماه گردهمایی، کنفرانس یا فعالیت های گروهی زیادی خواهید داشت. بازده کاری شما در تنهایی به اوج خود می رسد و اصولاً وقتی موفق می شوید که نظر دیگران روی کارتان تاثیر نگذارد. حریم خصوصی تان را حفظ کنید و به نظرتان وفادار بمانید. ممکن است به خواب بیشتری احتیاج داشته باشید، اما مخفی گاه محبوبتان خلاقیت شما را افزایش می دهد و افراد مزاحم را پشت در نگه می دارد.

عدد دو
شما در این ماه دست از کوچک شمردن خود برخواهید داشت. ممکن است زمان مناسب را برای صحبت راجع به افزایش حقوقتان پیدا کنید. همچنین زمان آن فرارسیده که برخی چیزها را تحت کنترل خود در آورید. دلسوز و قاطع هستید، پس گوشی را بردارید و قاطعانه دستور دهید. همین الان هم، بسیاری از افراد دور و برتان به دنبال تقلید و پیروی از رییسی نظیر شما هستند.

عدد سه
نسبت به شنیدن شایعات بی میل هستید و ترجیح می دهید راه های نرفته را امتحان کنید. ممکن است در این راه تنها باشید که این برای فرد اجتماعی نظیر شما عجیب است. اما در حال حاضر، این چیزی است که شما را به حرکت وامی دارد. دوست دارید حقیقت پنهان هر چیزی را دریابید و آن را به مقدسات پیوند دهید. ممکن است زمان های زیادی را در تنهایی سپری کنید یا حتی تنهایی، به مسافرت بروید، البته تا جایی که به تجربه روحی تان کمک کند. سکوت و آرامش تنها راهی است که شما را بی اندازه راضی می کند.

عدد چهار
تبریک می گوییم، ماه تیر، ماه شماست. بالاخره از زیر سایه دیگران بیرون می آیید و خودتان را بالا می کشید. طبیعتاً افرادی که از شما به عنوان نردبان ترقی خود استفاده می کنند، چندان خشنود نخواهند شد شما در بین همکارانتان که دوستشان دارید و به آنها احترام می گذارید، اعتبار و تصویر بهتری پیدا خواهید کرد. گرفتن اعتبار در قبال انجام درست کارها بسیار لذت بخش است.

عدد پنج
این ماه خیلی حساس و احساساتی هستید. به همین خاطر افراد زیادی را دور و برتان جمع می کنید. از آنجایی که هیچ عذر و بهانه ای برای لذت بردن از لحظه ها و قسمت های خوب زندگی وجود ندارد، ممکن است این ماه در پذیرفتن چیزهایی که دوست دارید، زیاده روی کنید.


عدد شش
این ماه بیشتر به تفریح، استراحت و کمتر به مسوولیت هایتان می پردازید. به جای این که محبت و لطف خود به خودی دیگران بپذیرید، آن را رد می کنید. به این خاطر است که شما حتی یک ذره هم احساس نیاز نمی کنید. بدون در نظر گرفتن خواسته دیگران، از احساسات و کنجکاوی تان پیروی می کنید و می دانید که می توانید به این استقلال تکیه کنید.

عدد هفت
صبر و شکیبایی ویژگی شماست که این ماه از آن خیلی بیشتر بهره مند می شوید. به جای نگرانی و اضطراب، در میان مجسمه های مرمر به دنبال مجسمه مرد علاقه تان بگردید، حتی اگر خیلی طول بکشد. به این ترتیب کارهای نیمه تمام تان هم به پایان می رسد.

عدد هشت
معمولاً هر چیزی را که نسبت به آن بی اطمینان و اعتماد هستید، حذف می کنید. اما این ماه، به نشانه هایتان بیشتر از یک ستون اطلاعات توجه می کنید. قوی و ماجراجو هستید، با وجود تمام مسایلی که ممکن است پیش بیاید. برای ادامه مسیر به حد کافی خطر می کنید و از کشمکش و چالش لذت می برید.

عدد نه
به جای گوشه گیری، خلوت تان را ترک کنید و وارد فعالیت های گروهی شوید. میل برای خارج شدن از خلوت و تنهایی و کمی سختی کشیدن باعث پرورش و ارتقای جنبه های دیگر زندگی تان می شود. ممکن است در گذشته برخی شما را نمونه ای از یک فرد ریاکار و ناشی می دانستند اما این ماه، گذشت و فداکاری های افتخار آمیز منجر به احترام و اعتبار زیادی برایتان می شود.

 
نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت 13:7 توسط ماهک | |

 

این روزها
شدید
باران نمی‌بارد



چقدر
چشم‌های تو
غمگین‌اند.

نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت 10:0 توسط ماهک | |


Design By : Night Skin